قسمت کننده، نام فرزند امام حسن ( ع ) که در واقعه ی کربلا شهید شد، ( در قدیم ) بخش کننده، مقسم، ( اَ ...
پسر
عربی
مذهبی و قرآنیقمر
ماه، ( مجاز ) زن زیبا، نام پنجاه و چهارمین سوره قرآن مجید، جِرم آسمانی که دور سیاره ای بچرخد، ( اَع ...
دختر
عربی
طبیعت، مذهبی و قرآنی، کهکشانیقدرت الله
ترکیب دو اسم قدرت و الله ( توانایی و خدا )، قدرت خداوند، نیرو و توان خداوند
پسر
عربی
مذهبی و قرآنیقادر
توانا، مالک، مسلط، از نام های پروردگار، ( عربی )، دارای قدرت، از نام ها و صفات خداوند، از نامهای خد ...
پسر
عربی
مذهبی و قرآنیقدرت
توانایی، توان، سلطه و نفوذ، ( در فلسفه قدیم ) توانایی ویژه ی موجود زنده که با آن از روی قصد و اراده ...
پسر
عربیقهرمان
کُهرمان، پهلوان، آن که در کار دشوار و مهمی مثل ورزش یا جنگ تلاش زیادی کرده و به شهرت رسیده است، دلا ...
پسر
عربی
تاریخی و کهنقدیر
توانا، قادر، از نامهای خداوند، از نام ها و صفات خداوند
پسر
عربی
مذهبی و قرآنیقباد
محبوب، دانا، شاه محبوب، سرور گرامی، ( اَعلام ) ) ( در شاهنامه ) پهلوان ایرانی، پسر کاوه و برادر قار ...
پسر
فارسی، عربی
تاریخی و کهنقدسیه
مؤنث قدسی، ( به مجاز ) فرشته، روحانی، مقدس و پاک، ( مؤنث قدسی )، قدسی
دختر
عربیقدسی
منسوب به قدس، ( به مجاز ) فرشته، روحانی، مقدس و پاک، ( منسوب به قدس )، مربوط به عالم بالا، مربوط به ...
دختر
فارسی، عربی
مذهبی و قرآنیقائم
ایستاده، قدرتمند و بااراده، لقب امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، به حالت عمودی قرار گرفته، ( در ...
پسر
عربی
مذهبی و قرآنیقیام
به پا خواستن
پسر
فارسی
مذهبی و قرآنیقیس
با خودنمائی و برازندگی راه رفتن، اندازه کردن، سختی، چیزی را به چیزی قیاس و اندازه نمودن، ( اَعلام ) ...
پسر
عربی
تاریخی و کهن، مذهبی و قرآنیقوام
استواری، استحکام
پسر
عربی
مذهبی و قرآنیقانع
قناعت کننده، خرسند، راضی، آن که به دارایی خود یا آنچه در اختیار دارد، راضی است و بسنده می کند، راضی ...
پسر
عربی
مذهبی و قرآنیقدیره
دارای قدرت، توانا، ( مؤنث قدیر )
دختر
عربی
مذهبی و قرآنیقطب الدین
محور آیین و کشش، ( عربی )، محور آیین و کیش، ( اَعلام ) ) قطب الدین شیرازی: ( = محمود ابن مسعود ) [، ...
پسر
عربی
تاریخی و کهنقدوس
پاک، مبارک، منزه، قدیس، ( در قدیم )، پاک و منزه، از نام ها و صفات خداوند
پسر
عربی
مذهبی و قرآنیقوام الدین
آن که موجب استواری و استحکام دین است، موجب استواری و استحکام دین، ( اَعلام ) نام چند تن اشخاص در تا ...
پسر
عربی
مذهبی و قرآنیقهار
نیرومند، پرزور، از نامهای خداوند، ( در قدیم ) سلطه گر و غالب و چیره، از نام ها و صفات خداوند
پسر
عربی
مذهبی و قرآنیقمر الزمان
آن که در زمان خود چون ماه می درخشد، ماه دوران، ( اَعلام ) نام یکی از اشخاص هزار و یک شب ( الف لیله ...
دختر
عربیقمرسیما
ترکیب دو اسم قمر و سیما ( ماه و چهره )، ویژگی آن که چهره اش مثل ماه می باشد، ( به مجاز ) زیبارو، آن ...
دختر
فارسی، عربیقابل
شایسته، لایق، از نامهای خداوند
پسر
عربی
مذهبی و قرآنیقانته
زن فرمانبردار، ( مؤنث قانت )، زنِ فرمانبردار و مطیع، ( به مجاز ) زنِ نمازگزار
دختر
عربیقاهر
چیره، توانا، مقهور کننده، ( اَعلام ) قاهر: ( = ابومنصور محمّد ) خلیفه ی عباسی [، قمری] پسر معتضد، ک ...
پسر
عربی
مذهبی و قرآنیقبیله
توانایی، توان، سلطه و نفوذ
پسر
عربیقدیس
مؤمن، پرهیزکار و پاکدامن
پسر
عربیقدیم
دیرینه، کهن، قدیمی، زمان گذشته، ( در حالت قیدی ) در زمان گذشته، سابقاً، ( در قدیم ) سابق، پیشین، از ...
پسر
عربی
مذهبی و قرآنیقربان
قربانی، فدایی، نزدیک شدن، چیزی که بوسیله آن به خدا تقرب یابند
پسر
عربیقسم
سوگند
دختر
فارسیقشنگ
زیبا، خوشگل
دختر
فارسیقصه
داستان، حکایت، سرگذشت یا ماجرایی واقعی یا خیالی که معمولاً به صورت کوتاه نقل می شود، ( در قدیم ) بی ...
دختر
عربیقصیده
نام یکی از قالب های شعر فارسی و عربی، ( در ادبیات ) یکی از قالب های شعر فارسی و عربی، معمولاً دارای ...
دختر
عربیقطره
مقدار کمی از مایع که از جایی بچکد، چکه
دختر
عربی
طبیعتقلندر
هر یک از افراد قلندریه، فرقه ای از صوفی که به دنیا بی توجه و نسبت به آداب و رسوم بی قید بوده اند
پسر
فارسیقمری
نام پرنده ای کوچکتر از کبوتر، یاکریم
دختر
عربیقیصر
لقب پادشاهان روم و بعضی از کشورهای اروپایی، معرب ار لاتین
پسر
لاتینقیطران
گیاهی زینتی از تیره شمعدانی
دختر
فارسی
گلقیوم
بسیار پایدار، از نامهای خداوند، قائم به ذات
پسر
عربی
مذهبی و قرآنیقائد
رهبر، پیشوا، پیش رو، آن که جمعی از مردم را رهبری می کند، ( در قدیم ) رئیس قافله، کاروان سالار، ( در ...
پسر
عربیقابوس
کاووس، نام پسر وشمگیر از امرای آل زیار، ( اَعلام ) شمس المعالی قابوس وشمگیر: امیر [، قمری] سلسله ی ...
پسر
عربی، فارسیقابیل
به دست آوردن، نام پسر آدم ( ع ) و برادر هابیل، معرب از عبری
پسر
عبریقارن
از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر کاوه آهنگر و سپهدار فریدون پادشاه پیشدادی، ( اَعلام ) ) از خاندان های ...
پسر
فارسی، اوستایی، پهلوی
تاریخی و کهنقارون
نام مردی ثروتمند از بنی اسرائیل معاصر موسی ( ع )، معرب از عبری
پسر
عبریقازان
پادشاه مغولی ایران
پسر
مغولیقاصدک
چیزی بسیار سبک و گِرد متشکل از پرهای چتر مانندی که در هوا پرواز می کند، ( در گیاهی ) چیزی بسیار سبک ...
دختر
فارسی
طبیعتقاهره
مؤنث قاهر، نام پایتخت مصر
دختر
عربیقدم خیر
خوش قدم، نیک قدم، آن که دارای قدم مبارک است
دختر
عربیقدیر محمد
ترکیب دو اسم قدیر و محمد ( توانا و ستوده )، از نام های مرکب، قدیر و محمّد
پسر
عربی
مذهبی و قرآنیقربانعلی
ترکیب دو اسم قربان و علی ( صدقه در راه خدا و شریف )
پسر
عربیقرنفل
نام یک گل زینتی، معرب از یونانی، گلی زینتی معمولاً به رنگ قرمز یا صورتی
دختر
یونانی
گلقرة العین
آن که موجب روشنایی چشم است، نور دیده، ( به مجاز ) فرزند عزیز، ( اَعلام ) زرین تاج دختر محمّدصالح قز ...
دختر
عربی
تاریخی و کهنقشنگ گل
گل زیبا، دختری که چهره اش مثل گل زیبا و لطیف است
دختر
فارسیقمر الملوک
آن که میان پادشاهان چون ماه می درخشد
دختر
عربی
تاریخی و کهنقمر تاج
تاج ماه، قمر ( عربی ) + تاج ( فارسی ) تاج ماه
دختر
فارسی، عربیقمرناز
ماه ناز، اسمی است مرکب عربی فارسی دخترانه به معنی ماه ناز، قمر ( عربی ) + ناز ( فارسی ) آن که چون م ...
دختر
فارسی، عربیقنبر
نام یکی از تابعان علی ( ع )
پسر
عربیقیزبس
دختر بس، در قدیم برای اینکه فرزند بعدی دختر نباشد روی نوزاد دختر تازه به دنیا آمده این اسم را می گذ ...
دختر
ترکیقالوس
از شخصیتهای شاهنامه، نام پیری رومی و پیغام گزار قیصر روم به لهراسب پادشاه کیانی
پسر
فارسی
تاریخی و کهنقدیسه
زن پاک، منزه، مؤمن پرهیزگار و متقی، ( مؤنث قِدیس )، ( در ادیان ) زنی که از بزرگان دین مسیح باشد، در ...
دختر
عربیقراتکین
نام یکی از امیران سامانی، غلام سیاه
پسر
ترکی
تاریخی و کهنقلی
غلام، بنده، به صورت پسوند همراه با بعضی نامها می آید و نام جدید می سازد مانند حسینقلی، حسنقلی
پسر
ترکیقمرالدین
آن که در دین چون ماه می درخشد
پسر
عربیقوام الملک
آن که موجب استحکام و استواری سرزمین است، لقب کلانتر فارس در زمان فتحعلی شاه قاجار
پسر
عربیقیدافه
از شخصیتهای شاهنامه، نام زنی جهانجوی و بخشنده و پادشاه اندلس در زمان اسکندر مقدونی
دختر
فارسی
تاریخی و کهنقیطون
از شخصیتهای شاهنامه، نام پادشاه مصر در زمان حکومت اسکندر مقدونی
پسر
عربی
تاریخی و کهن