خواسته
... [مشاهده متن کامل]
کاهما. KaHma ودر فارسی باستان و میان کام میباشد. در فرهنگ هندیان کتاب معروف کاما سوترا شهرت فروانی دارد.
طعام جائیده شده. و هر چیز که اعانت بر هضم غذا کند و هضم غذا را گوارا نماید. فرهنگ نفیسی ، ج4، ص: 2748
کام caam
خواست وآرزو ، ریشه لغت از کم comبه معنی شکم است ، خواستن ها در گذشته شکمی بوده ، کلمه خم khoom نیز از همین لغت است ، به شباهت خم وشکم دقت شود
دنیا به کام سلطان بود.
آرزو
شکلات
خواسته یا آرزو
مثال:روزی به کام خود برسید بچه ها آرزوی من این است!
از قیصر امین پور
دکتر کزازی در مورد واژه ی " کام" می نویسد : ( ( کام به معنی خواست و آرزو در پهلوی نیز کام kām بوده است و بُن ِاکنون از فعل کامستن kamistan . ) )
( ( خور و خواب و آرام جوید همی،
وز آن زندگی کام جوید همی . ) )
... [مشاهده متن کامل]
( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 195 )
در جایی دیگر می نویسد : ( ( در جهان بینی ودایی ، کاما نام بَغی است که پاسدار پیوند در میانه ی زن و مرد و نرینه و مادینه است . ) )
( همان ، جلد اول ، ص 286. )
آرزو، خواست، خواهش، مراد، دهان، سقف دهان، سق، سنجد، کلون، زرفین
فرهنگستان زبان و ادب فارسی معادل سکس رو گذاشته : نام
همینجا از کسایی که فامیلی کامکار دارند عذر خواهی میکنم
دهان
سق
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٥)