کیک - معنی در دیکشنری آبادیس

میتوان بجای واژه کیک از واژه "اسفنجانک"استفاده کرد چون بافت شیرینی کیک شبیه اسفنج است

واژه کیک به معنی آنچه که امروز بکار می رود ، از زبان انگلیسی به فارسی آمده است ، ولی این واژه هند و اروپایی است با واژه هایی مثل کاکا ( در گیلگی کیک تابه ای است که در نروژی باستان هم کاکا گفته می شود ) و کوکو از یک ریشه است

در ترکی اغوزی به معنی آهو

شیرینی=Pastry
شیرینی فروشی=P�tisserie
کُلوچه= cookie
کلوچه از kulāčag میاد که به معنی نان گرد کوچک بوده
تُردَک=cracker
نان خشک نازکی که بیشتر شور یا بی مزه درست می شود
کوکه= cake
...
[مشاهده متن کامل]


کوکه از ریشه هندو - اروپایی - gōg می آید ( در کوردی کرمانجی هم به توپ gog می گویند )
پختینه، کاک = biscuit
بیسکوییت در بریتانیا و کوکی در آمریکا به کار برده می شود
کاک گونه ای نان شیرین نازک است. عرب ها و سامی تبار ها از زبان های هندو - اروپایی gog را وام گرفته و کاک در کشور های عربی کعک خوانده می شود
کوکو=Quice
کاکا به گیلکی گونه ای پنکیک است
کُلُمپه هم می تواند واژه ای هم مانای Pie باشد


چنگال

زبان های ایرانی = کاک

پرت کردن به بیرون
مثلا میگه کیک نکن

شیرینی

معنی kick یعنی شوت کردن توپ

کیک ( cake ) :[صنعت قند]ماده جامدی که توسط صافی ها از شربتها جداسازی شده و به صورت قشری در پشت صافیها باقی می ماند .

کیک :واژه ای هند واروپائی مشترک بین زبان فارسی وانگلیسی به معنای نان شیرین این کلمه را درخراسان کاک در زبان تالشی کوکا ودراصفهان کاکولی می گوبند درکرمانشاه نوعی نان لواش شیرین را کاک می گویند که همه این
...
[مشاهده متن کامل]

کلمات با کلمه کیک ازیک ریشه میباشند. در زبان ترکی ما به فطیرونان شیرین" کؤکه : می گوییم . به نظر می رسد کؤکه با واژه " کؤک" ترکی به معنی چاق و پف کرده همریشه باشد .


کیک kik: [اصطلاح صنایع دستی] تارهای پشمی که از هم جدا شده اند؛ رشته های پشم

کیک زرد :کیک هسته ای

از نظر من کیک میشود پای

مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٥)

You Might Also Like