not to mention - معنی تخصصی در دیکشنری آبادیس

1. Life was suddenly full of possibilities, not to mention a few unexpected surprises.

[ترجمه Mojtaba] زندگی ناگهان پر از احتمالات بود، صرف نظر از چند تا سورپریز غیر منتظره.

|

[ترجمه گوگل]زندگی به طور ناگهانی پر از احتمالات بود، به غیر از چند شگفتی غیرمنتظره
[ترجمه ترگمان]زندگی ناگهان پر از احتمالات بود، نه اینکه از چند تا سورپریز غیر منتظره اشاره کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. It was advisable for you not to mention that.

[ترجمه مائده برزگر] اگر به این موضوع اشاره نمی کردی بهتر بود

|

[ترجمه گوگل]صلاح بود به این موضوع اشاره نکنید
[ترجمه ترگمان]بهتر از این بود که به این موضوع اشاره نکنی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. They warned him with veiled threats not to mention anything he had witnessed.

[ترجمه گوگل]آنها با تهدیدهای پنهان به او هشدار دادند که چیزی را که دیده است ذکر نکند
[ترجمه ترگمان]آن ها به او هشدار داده بودند که از چیزی که دیده بود اشاره ای نکند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Ade is handsome and smart, not to mention being a good athlete.

[ترجمه مهران] اد خوش تیپ و باهوش است، تازه اشاره نشد که اون قهرمان هم هست

|

[ترجمه علیرضا] آد فراغ ازینکه ورزشکار خوبیه خوشتیپ و باهوش هم هست.

|

[ترجمه گوگل]آده خوش تیپ و باهوش است، البته ورزشکار خوبی هم نیست
[ترجمه ترگمان]Ade خوش قیافه و باهوش است، نه اینکه یک ورزش کار خوب باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The doctor told me not to mention dieting to her in case she took it to the extreme.

[ترجمه گوگل]دکتر به من گفت که در صورت افراط در رژیم غذایی به او اشاره نکنم
[ترجمه ترگمان]دکتر به من گفت که در این صورت موضوع را به او نگویم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. I had enough presence of mind not to mention my intention.

[ترجمه گوگل]من آنقدر حضور ذهن داشتم که قصدم را ذکر نکنم
[ترجمه ترگمان]به اندازه کافی حواسم نبود که به قصد من اشاره نکند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. He's one of the kindest and most intelligent, not to mention handsome, men I know.

[ترجمه گوگل]او یکی از مهربان ترین و باهوش ترین مردانی است که من می شناسم
[ترجمه ترگمان]او یکی از the و باهوش ترین، نه برای اینکه زیبا باشد، مردانی که من می شناسم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The dampness is uncomfortable, not to mention the cold.

[ترجمه گوگل]رطوبت ناخوشایند است، نه به ذکر سرما
[ترجمه ترگمان]رطوبت خیلی ناراحت کننده است، نه برای اینکه به سرما اشاره کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. I'd been primed so I knew not to mention her son.

[ترجمه گوگل]من آماده شده بودم، بنابراین می دانستم که به پسرش اشاره نکنم
[ترجمه ترگمان]من primed بودم که به پسر او اشاره نکنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Haas decided not to mention his cold.

[ترجمه گوگل]هاس تصمیم گرفت به سرماخوردگی خود اشاره نکند
[ترجمه ترگمان]Haas تصمیم گرفت که از سرماخوردگی او صحبت نکند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. It's too far to walk, not to mention the fact that it'll probably be closed by now anyway.

[ترجمه گوگل]راه رفتن خیلی دور است، ناگفته نماند که به هر حال احتمالاً تا الان بسته خواهد شد
[ترجمه ترگمان]خیلی دور است که راه برود، نه اینکه به این حقیقت اشاره کند که احتمالا تا حالا بسته خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. He has two big houses in this country, not to mention his villa in France.

[ترجمه گوگل]او دو خانه بزرگ در این کشور دارد، البته ویلای او در فرانسه را هم نگوییم
[ترجمه ترگمان]او دو خانه بزرگ در این کشور دارد و نام ویلای خود را در فرانسه ذکر نمی کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The audience, not to mention the bewildered cast, were not amused.

[ترجمه گوگل]تماشاگران، بدون ذکر بازیگران گیج، سرگرم نشدند
[ترجمه ترگمان]تماشاگران، بی آن که چیزی بگویند، متحیر ماندند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Not to mention half a ton of bloat, several wagonloads of smuts, and a sackful of matted hair.

[ترجمه گوگل]ناگفته نماند که نیم تن نفخ، چندین گاری خرچنگ و یک گونی موی مات شده
[ترجمه ترگمان]حتی یک تن پف و چند تا موی ژولیده و یک کیسه پر از موهای ژولیده
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

You Might Also Like