سرازیر شدن
رودخانه ای از گدازه مذاب قرمز که از کنار کوه می گذرد!river of red molten lava running down the side of a mountain!
river of red molten lava running down the side of a mountain!رودخانه ای از گدازه مذاب قرمز که از کنار کوه می گذرد!
● انتقاد غیرمنصفانه کردن، گیر الگی دادن
● با موتور یا ماشین به کسی یا حیوانی زدن ( عمدی )
● کوچک کردن یه سازمان یا تجارت در ابعاد و اهمیت
● اگر اسم باشه: مربوط به ساختمان میشه و اینکه وضعیت جالبی نداره ( مدت ها به حال خودش رها شده ) ، به قول دوستان "خرابه"
( اسم ) فرسوده، خسته، داغون
( فعل ) مرور کردن، جمع بندی و خلاصه کردن
1 -
صفت/ ساختمان ها یا مناطق فرسوده که در وضعیت بسیار بدی قرار دارند
2 -
... [مشاهده متن کامل]
صفت، بعد از اسم/ خسته و ناسالم ، به خصوص به دلیل کار زیاد
3 -
توصیف سریع یک موقعیت، ایده و غیره که نکات اصلی را توضیح می دهد
به چم های : ناامید کردن، آزار دادن و همچنین تحریک کردن هم آمده
انتقاد کردن یا خرده گرفتن از کسی
اشک روی صورت دیوید جاری شد
به پایین دویدن
قدیمی و فقیرانه
مرور کردن . پیگیری کردن
ناخوش احوال
تخریب کردن شخصیت
به باد انتقاد گرفتن
◀️ We stayed in a very small, run - down hotel : در هتلی کوچک و بی کیفیت ماندیم ( مقیم شدیم )
Run - down اگه درباره لباس باشه یعنی پاره، فرسوده، نیمدار
... [مشاهده متن کامل]
درباره منزل و خانه میشه کثیف، بی کیفیت، قدیمی یا درب و داغون و قراضه
( از شدت ترس ) تنم لرزید.
بی حال و ناخوش احوال ( در مورد شخص )
فرسوده و از رده خارج ( در مورد ساختمان و شهر )
در معنی فعلی:
زیر گرفتن کسی یا حیوانی ( با ماشین )
تخریب کردن یا به زیر کشیدن کسی یا چیزی ( با انتقاد )
... [مشاهده متن کامل]
از کار افتادن ( باتری، ساعت و ماشین )
رد کسی یا چیزی را یافتن ( بعد از کلی پیگیری )
تحلیل رفتن ( کم شدن تدریجی مقدار چیزی )
پایین آوردن و یا از اندازه چیزی کم کردن
ناخوش
rundown و run - down هم نوشته می شوند
دو معنی
مثلا یک هتل فرسوده
یک ساختمون فرسوده ( داغون )
یا یک آدم بی رمق ( داغون )
1. امتداد داشتن
2. چکیدن و رو به پایین جاری و شره کردن
3. از کار افتادن
زوار در رفته
تا آخرین نفس دنبال کردن. v
خسته و افسرده. adj
معنی اسم:خسته
معنی فعلی:
۱ تمام شدن شارژ باتری
۲ جاری شدن ( روان شدن از بالا به پایین )
پوسیده و کهنه
خانه های مخروبه و پوسیده از بنیان
run - down به معنی بیمار است.
تا آخرین نفس ( رمق ) دویدن به سمت جایی یا شخصی
اطلاعات مختصر
فرسودگی
بعضی مواقع به معنی خالی کردن شارژ وسایل برقی
لپ تاپ من خیلی قدیمی است بنابراین باتری زود خالی میکنه
مخروبه
خرابه
از رده خارج،
بدرد نخور
اونا گذاشته بودن وسایل ( راحتی ) دفتر کهنه و از رده خارج بشه
... [مشاهده متن کامل]
ناگهان خودم رو درحال راه رفتن در خیابان دیدم
🔰سرازیر /جاری بودن ( رو به پایین )
مخروبه
رد کردن ( برای عبور از چراغ راهنمایی )
از پا افتادن
run - down:خسته، وامانده
مثال:You look a bit run - down
بی رمق [شدن]
تعقیب کردن
از کار ایستادن
افکندن
خسته و کم جون
معلومات ، اطلاعات
از کار افتادن
می چکید
شره می کرد
به اصطلاح ( خراب کردنه چیزی یا کسی ( انتقاد ) )
ناعادلانه انتقاد کردن
اختصار , خلاصه , چکیده موضوع , بیان اصل مطلب
گزارش
از پا افتاده
کهنه. فرسوده. قدیمی. مختصر. موجز
با خودرو زیر گرفتن کسی
very tired and not heathy برا اونا ک میرن کلاس زبان میشه خسته و مریض ( نیاز ب استراحت داشتن )
تا پایین کشیده شدن
جمع و جور
فکسنی
دربه داغون
کوچک
( با وسیله ی نقیله ) به/با کسی کوبیدن/تصادف کردن
درب و داغون
خسته و داغون - خسته و بیمار یا بی انرژی
رها نشدن، باز نشدن ( در موقع تا کردن پیراهن، لباس، . . . )
انرژی نداشتن ، خیلی خسته بودن
۱. تحلیل و یا خلاصه چیزی، توسط فردی دانا و خبره
۲. نزول در باروری یا فعالیت های یک شرکت یا یک موسسه
خسته و مریض
تا اخر ین نفس دنبال کردن
مکانی را به صورت پنهانی ترک کردن
خسته
مترادف: . . . . . . . , bored, tired
خسته
خلاصه - بیان اجمالی - چکیده
درب و داغون خسته مریض احوال
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٧٥)